تبليغاتX
دو قـــدم تـا وانــــک

زنـی منتظر اسـت ...

 

خب حوصله ندارم از ناراحتی ها و بی مهری هام بگم ...

پس بذار از خوشی هام بگم !

رفتم با مائده و الی و مامان سینما ...

تو یک سالن کوچیک که فقط ۱۰۰ تا صندلی ام نداره ...

قشنگ تر اینکه فقط ما ۷ نفر بودیم ! بقیه صندلی ها خالی بود !!!!!!!!!!!!!

من . مامان . علی . الی .مائده . اسرا . محیا .

فیلم بی پولی

بی خیال نقد و بازی و همه ی اینا .

من که به عشق بابک حمیدیان رفته بودم ... آخی . دوسش دارم کلی ...

با اون چشاش و حرف زدنشو و احمقیش ! دست چپم هست ...!!!! خنگه .....

ولی بازیگر خوبی . توانایی و پتانسیل بالایی داره از ایناس که باید باهاش بود و دیدش . خصوصا تو تئاتر .

من که خوشم میاد ..

بی خیال بهرام رادان !!!!!!!!! ( ولی بازم به شرف و استعداد بهرام تا بقیه چشم رنگی ها ! )

با اون گریه های لیلا حاتمی !!!!!!!!!

بابک حمیدیانو ٬ عشق است ! عشقی !

+ 88/08/12 ...

 

 ..: Eisa :..

 

شاید بخوانی  مرا ..

اما اینگونه است که بی سواد باشی .

شاید به یاد بیاوری مرا ...

اما اینگونه است که خاطره ای نداشته باشی .

شاید بخوانی مرا ..

اما به کدامین زمان ؟ در کدامین مکان ؟

شاید بفهمی مرا ....

اما حتی  نشناخته ای مرا  .

شاید بیابی مرا ..

اما به کدامین زمان ؟ در کدامین مکان ؟

شاید بخواهی دستانم را ...

اما ندیده ای هرگز مرا ......

های

عشق بی عاشق من ..

دخترک ایرانی به لباس ناز در خواب آرام میخواند تورا .. میخواهد چشمانت ٬ دستانت

 و

 اما ٬

نمی یابد تورا ..

 

+ 88/08/10 ... |

 

تولد عشقم ...

امام رضا مبارک ........................

اون که دلش واسه ما تنگ نمیشه اما ما دلمون از دلتنگی واسش مرد !

هی ..

حیران ٬ حیران

 

رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا

رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا

رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا

رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا

مرا در تن بود تا جان رضا گویم ٬ رضا

چه در پیدا چه در پنهان رضا گویم ٬ رضا

رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا  -۲-

رضا جان است و جانانم رضا جانم ٬ رضا

رضا دین است و ایمانم رضا جانم ٬ رضا

رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا  -۲-

با لطف و صفایی ٬ از دنیا جدایی ٬ سبط مصطفی ٬ رضا

رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا 

هم خوب و امینی ٬ هم در ثمینی ٬ هم حصن حصینی ٬ رضا

رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا 

رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا رضا جانم ٬ رضا  -۲-

رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا جانم ٬ رضا -۲-

 

اینم شعری که خوندیم .( من اهنگسازی و نوازنده  بودم .  امسال دیگه نخوندم )

ـ البته برای تکراری نبودن شعر به گوش شنونده یک جاهایی رو آروم دف میزدم و یه جاهایی رو تند و غزاله هم گذاشته بودم برای یک قسمت هایی تک خون .

 

 

+ 88/08/08 ...

 

ازت متنفرم ...

سریال خریدم بعد فهمیدم ۲ تا دی وی دی نداره ! کل قسمتای اخرشم نیست !!!!!!!

ازت متنفرم ...

نزدیکترین ادما زودتر به آدم خیانت میکنن ...

میدونی کیان ؟

دوست ..

بسی واژه ی عجیب غریبی است !

از قدیم گفتن :

دوری ٬ دوستی

+ 88/08/07 ... |

 

لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد: مي‌بايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا، از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي‌كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت.

سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي‌آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.

گدا را كه درست نمي‌فهميد چه خبر است، به كليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي‌تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.

وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: «من اين تابلو را قبلأ ديده‌ام

داوينچي با تعجب پرسيد: «كي؟»

- سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم !!!!»

+ 88/08/02 ...